پزشکی نیوز – جدیدترین اخبار پزشکی و سلامت
0

ناهماهنگی والدین چه تاثیری بر شخصیت کودک دارد؟ پیامدها و راهکارهای اصولی

ناهماهنگی والدین چه تاثیری بر شخصیت کودک دارد؟ پیامدها و راهکارهای اصولی

پدر و مادر ممکن است هر دو بهترین نیت را برای تربیت فرزندشان داشته باشند، اما داشتن نیت خوب همیشه به معنای هماهنگی در شیوه تربیت نیست. گاهی یکی از والدین رفتاری را ممنوع می کند و دیگری همان رفتار را نادیده می گیرد. یکی سخت گیر است و دیگری برای جلوگیری از ناراحتی کودک، قوانین را کنار می گذارد.

این اختلاف ها اگر گاه به گاه و همراه با گفتگوی محترمانه باشند، الزاما برای کودک آسیب زا نیستند. مسئله زمانی جدی می شود که قوانین خانه دائما تغییر کنند، والدین اقتدار یکدیگر را تضعیف کنند یا کودک در میان اختلاف های آنها قرار بگیرد. پژوهش ها نشان می دهند تعارض مخرب و حل نشده میان والدین می تواند احساس امنیت هیجانی کودک را کاهش دهد و با مشکلات عاطفی و رفتاری در سال های بعد ارتباط داشته باشد.

ناهماهنگی والدین در تربیت کودک چیست؟

ناهماهنگی والدین در تربیت کودک چیست؟

ناهماهنگی تربیتی زمانی رخ می دهد که والدین درباره قوانین، محدودیت ها، پاداش ها، پیامد رفتارها یا شیوه برخورد با کودک الگوی مشترک و نسبتا ثابتی نداشته باشند. برای مثال، ممکن است پدر استفاده از تلفن همراه را بعد از ساعت مشخصی ممنوع کند، اما مادر همان شب به کودک اجازه استفاده بدهد.

مشکل اصلی تفاوت شخصیت یا دیدگاه والدین نیست. دو والد می توانند دیدگاه های متفاوتی داشته باشند و همچنان محیطی امن برای کودک ایجاد کنند. خطر بیشتر زمانی شکل می گیرد که تصمیم های متناقض، بی اعتبار کردن یکدیگر یا تغییر مکرر قوانین باعث شود کودک نتواند رفتار والدین و پیامد اعمال خودش را پیش بینی کند.

مطالعات مربوط به فرزند پروری نشان داده اند که انضباط ناسازگار و نظارت ضعیف با افزایش برخی رفتارهای برون ریز مانند پرخاشگری و مشکلات رفتاری ارتباط دارد. البته این ارتباط به معنای آن نیست که هر کودک در چنین خانواده ای حتما دچار مشکل خواهد شد.

اثرات ناهماهنگی والدین بر شخصیت و روان کودک چیست؟

اثرات ناهماهنگی والدین بیشتر از آنکه مستقیما یک «نوع شخصیت» مشخص ایجاد کند، می تواند بر احساس امنیت، تنظیم هیجان، رفتار و شیوه شکل گیری روابط کودک تاثیر بگذارد. شدت این اثر به عواملی مانند سن کودک، مدت تعارض، شدت اختلاف ها، رابطه کودک با هر والد و نحوه حل اختلاف بستگی دارد.

یکی از مهم ترین نکات این است که کودک فقط به حرف های والدین توجه نمی کند. لحن صدا، سکوت، کنایه، بی اعتنایی و رفتارهایی که تصمیم والد دیگر را خنثی می کنند نیز برای او پیام دارند. تحقیقات، تعارض مخرب والدین را با افزایش ناامنی هیجانی و مشکلات سازگاری در کودکان مرتبط دانسته اند.

1. افزایش احساس ناامنی و اضطراب

وقتی کودک نمی داند واکنش والدین به یک رفتار چه خواهد بود، محیط خانه برای او کمتر قابل پیش بینی می شود. ممکن است کاری امروز مجاز باشد، فردا باعث تنبیه شود و روز بعد یکی از والدین آن را نادیده بگیرد.

این وضعیت می تواند کودک را وادار کند دائما رفتار و حالات والدین را زیر نظر بگیرد تا بفهمد این بار چه اتفاقی خواهد افتاد. پژوهش های طولی نشان داده اند تعارض ناسازگار میان والدین می تواند امنیت عاطفی کودک را تضعیف کند و با افزایش مشکلات درونی مانند اضطراب و نگرانی ارتباط داشته باشد.

2. احساس گناه و مقصر دانستن خود

کودکان، به خصوص در سنین پایین، همیشه توانایی درک پیچیدگی روابط بزرگسالان را ندارند. به همین دلیل ممکن است اختلاف پدر و مادر درباره مسائل مربوط به خودشان را شخصی تلقی کنند و تصور کنند عامل ایجاد تنش هستند.

افکاری مانند «اگر من این کار را نمی کردم دعوا نمی کردند» یا «من باعث ناراحتی مامان و بابا شدم» می تواند در چنین شرایطی شکل بگیرد. پژوهش ها نیز خود سرزنشی کودک را یکی از مسیرهایی می دانند که تعارض میان والدین از طریق آن با مشکلات سازگاری ارتباط پیدا می کند.

3. کاهش اعتماد به قوانین و مرزهای خانواده

کودک برای یادگیری خود کنترلی نیاز دارد بداند قوانین تا حد قابل قبولی مشخص و قابل پیش بینی هستند. وقتی یک والد قانون می گذارد و والد دیگر مرتب آن را لغو می کند، کودک ممکن است به جای یادگیری مفهوم مرز، یاد بگیرد که باید سراغ والد آسان گیرتر برود.

در چنین شرایطی مسئله فقط «لوس شدن» کودک نیست. پیام پنهانی که دریافت می شود این است که قوانین ثابت نیستند و می توان آنها را با مذاکره، پنهان کاری یا قرار دادن والدین مقابل یکدیگر تغییر داد. انضباط ناسازگار در پژوهش ها با برخی مشکلات رفتاری کودکان ارتباط داشته است.

مثلث سازی؛ وقتی کودک وارد اختلاف پدر و مادر می شود

مثلث سازی؛ وقتی کودک وارد اختلاف پدر و مادر می شود

یکی از آسیب زا ترین الگوها زمانی شکل می گیرد که کودک عملا وارد تعارض میان والدین شود. در روانشناسی خانواده به این فرایند «مثلث سازی» گفته می شود. برای مثال، یک والد ممکن است از کودک بخواهد موضوعی را از والد دیگر پنهان کند یا او را برای گرفتن طرف خود وارد اختلاف کند.

در این وضعیت کودک ممکن است احساس کند برای وفادار ماندن به یکی از والدین باید دیگری را ناراحت کند. یک فراتحلیل منتشر شده در سال ۲۰۲۶ که ۴۹ مطالعه و بیش از ۲۳ هزار نفر را بررسی کرده، ارتباط معناداری میان تعارض والدین و احساس گرفتار شدن کودک میان پدر و مادر گزارش کرده است.

مثلث سازی می تواند به شکل های مختلفی دیده شود:

  • «به بابات نگو من اجازه دادم.»
  • «برو از مامانت بپرس، من که هیچ اختیاری ندارم.»
  • درد دل کردن درباره همسر با کودک
  • درخواست از کودک برای انتخاب طرف یکی از والدین
  • استفاده از کودک برای رساندن پیام به والد دیگر
  • دادن امتیاز مخفیانه برای محبوب تر شدن نزد کودک

آیا اختلاف والدین همیشه به کودک آسیب می زند؟

وجود اختلاف نظر در خانواده طبیعی است و والدگری هماهنگ به معنای یکسان فکر کردن پدر و مادر نیست. حتی این تصور که کودک هرگز نباید اختلاف والدین را ببیند، بیش از حد ساده انگارانه است.

آنچه اهمیت بیشتری دارد، نحوه مدیریت اختلاف است. تحقیقات میان «تعارض سازنده» و «تعارض مخرب» تفاوت قائل می شوند. اختلافی که با احترام، شنیدن نظر یکدیگر، حل مسئله و آشتی همراه باشد می تواند برای کودک الگویی از مدیریت سالم تعارض فراهم کند. در مقابل، تحقیر، تهدید، خصومت، سکوت تنبیهی و اختلاف های حل نشده با ناامنی بیشتر کودک ارتباط دارند.

بنابراین هدف این نیست که والدین نقش بازی کنند و وانمود کنند هیچ اختلافی ندارند؛ هدف این است که کودک مجبور نباشد بار اختلاف آنها را به دوش بکشد.

والدین برای هماهنگی در تربیت کودک چه کار کنند؟

هماهنگی تربیتی به معنای توافق بر سر تمام جزئیات نیست. والدین بیشتر از هر چیز به چند اصل مشترک، قوانین قابل پیش بینی و احترام به تصمیم های یکدیگر نیاز دارند. همچنین لازم است اختلاف های مهم بدون قرار دادن کودک در نقش داور، پیام رسان یا متحد یکی از طرفین حل شوند.

پژوهش ها نشان داده اند کاهش تعارض در والدگری مشترک می تواند با بهبود برخی نشانه های هیجانی و رفتاری کودکان همراه باشد. بنابراین اصلاح رابطه والدگری فقط به آرام تر شدن رابطه زوجین کمک نمی کند، بلکه می تواند برای فضای روانی کودک نیز اهمیت داشته باشد.

والدین می توانند:

  • درباره چند قانون اصلی خانه با یکدیگر توافق کنند.
  • پیامد رفتارهای مهم کودک را از قبل مشخص کنند.
  • مقابل کودک تصمیم یکدیگر را تحقیر یا مسخره نکنند.
  • از کودک برای انتقال پیام به همسر استفاده نکنند.
  • کودک را مجبور به انتخاب میان پدر و مادر نکنند.
  • اگر درباره تصمیمی اختلاف دارند، بعدا و بدون کشاندن کودک به بحث درباره آن گفتگو کنند.
  • در صورت تغییر یک قانون، دلیل تغییر را به شکل روشن برای کودک توضیح دهند.
  • اگر تعارض ها مداوم، شدید یا غیر قابل کنترل شده اند، از روانشناس کودک یا خانواده کمک بگیرند.

نتیجه گیری

ناهماهنگی والدین لزوما شخصیت کودک را برای همیشه تخریب نمی کند، اما اگر به یک الگوی دائمی از قوانین متناقض، بی اعتبار کردن یکدیگر و وارد کردن کودک به اختلاف ها تبدیل شود، می تواند احساس امنیت و اعتماد او را تحت تاثیر قرار دهد.

احساس گناه، اضطراب، سردرگمی درباره مرزها، مشکلات رفتاری و گرفتار شدن میان والدین از پیامدهایی هستند که تحقیقات درباره تعارض مخرب و والدگری ناسازگار به آنها اشاره کرده اند.

کودک به پدر و مادری نیاز ندارد که همیشه با هم موافق باشند. چیزی که بیشتر اهمیت دارد این است که اختلاف ها قابل مدیریت باشند، قوانین اصلی ثبات نسبی داشته باشند و کودک مطمئن باشد برای دوست داشتن یکی از والدین مجبور نیست علیه دیگری قرار بگیرد. امنیت روانی کودک از نبود کامل اختلاف ساخته نمی شود؛ از تجربه رابطه ای ساخته می شود که در آن اختلاف وجود دارد، اما احترام، ثبات و ترمیم رابطه نیز وجود دارد.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید